دستهايي كه رو به خورشيد قد ميكشند هر لحظه بيشتر ميشود، اينجا گردهمآيي عشاق سفير
خورشيد است. هر لحظه بر شمار جمعيت افزوده ميشود، صدا فرياد ميزند "مظلوم" و جماعت
پاسخ ميدهند "حسين"، و بعد تا آنجايي كه چشم كار ميكند دست ميبيني و دست ميبيني
و دست كه رو به خورشيد قد ميكشند. زنجان روز يازدهم محرم ميعادگاه عشاق سفير خورشيد،
شير زن واقعه كربلاست. اينجا همه به سوگ نشستهاند بر رنج و غمهاي زينب و در خيابان
يكسره سياهپوش، موج مردم در ميان موج غم، فرياد يا زينب سر ميدهند.
دستهايي که رو به خورشيد قد ميكشند، هنوز در پي زنده نگه داشتن واقعه كربلايند چونانكه
سفير خورشيد، زينب كبري، پيامآور واقعه كربلا بود.
شمار جمعيت را دهها هزار نفر برآورد ميكنند، سوز سرماي زمستان و باد هوهو كن سوزناك،
آنقدر سوزاننده نيست كه غم و اندوه زينب، آتش به جان اين جماعت انداخته و آنان را به
خيابان كشانده است تا سرما را از ياد ببرند.
هر سال ساعت دو بعد از ظهر، خيابانهاي مركز شهر محل حضور دهها هزار نفر از عزاداران
حسين(ع) و دوستداران دختر شير خدا، عقيله بني هاشم، زينب كبري است. مردمي كه با تمامي
وجود ميآيند تا از شور و شعور حسينيشان، جهانيان انگشت به دهان بماند و شايد اين
دوربينهاي مجهز نيز نتواند عظمت حضور را به نمايش بگذارد. عظمت حضور صدها هزار دست
كه باران نيازشان را با سيل نذورات خود بر زينبيه مي بارند.